سالهاست بر معبر زمان ايستادهايم و انديشه نكردهايم كه
اگر پا بگذاريم به راه، زمان را فتح خواهيم كرد.
همه مشكلات حاوي بذرهاي فرصتاند.
هر وضعيت به ظاهر ناراحت كنندهاي ميتواند به فرصتي براي ايجاد چيزي تازه و زيبا تبديل شود، و هر عذابدهندهاي يا سلطهجويي ميتواند آموزگار ما تلقي شود. اگر ...
آنچه انجام ميدهيم، بنويسيم؛
به آنچه مينويسيم، عمل كنيم؛
و آنچه را عمل ميكنيم، بهبود دهيم.
مهم نيست كه ما چه ميگوييم،
مهم كاري است كه انجام ميدهيم.
اعمال ما با صدايي بلندتر از گفتارمان سخن ميگويند.
كشتيها در بندر امنتر هستند،
ولي آنها براي اين منظور ساخته نشدهاند.
فقط در ناملايمات است كه فضائل انساني به اوج خود ميرسند.
در غياب باد، يك توده پنبه، مانند يك كوه استوار است.
بسياري از آدميان خواهان بهبود اوضاع و شرايط هستند،
اما براي بهبود خويشتن شايق نيستند،
از اين رو در قيد و بند باقي ميمانند.
در عصر تغييرات مستمر،
تنها « يادگيرندگان» آينده را به ارث خواهند برد،
مابقي خود را براي زندگي در دنيايي مجهز كردهاند كه ديگر وجود ندارد.